136 - شرم على (ع ) در بحران جنگ



درجنگ احد كه در سال دوم هجرت در يك فرسخى مدينه واقع شد، طلحة بن ابى طلحه پرچمدار دشمن به ميدان تاخت ، نعره سرداد و مبارز طلبيد، اميرمؤ منان على (عليه السلام ) به ميدان او شتافت ، و با او به جنگ پرداخت و طولى نكشيد، ضربتى بر سر او وارد نمود، و او نقش بر زمين شد، على (عليه السلام ) ازاو دست كشيد و به پايگاه مراجعت نمود.
يكى از مسلمانان از على (عليه السلام ) پرسيد: چرا طلحه را كه نقش بر زمين شد، به خودش واگذاشتى و او را نكشتى ؟
على (عليه السلام ) در پاسخ فرمود: او وقتى به زمين افتاد، عورت خود را سپر خود قرار داد، رحم و عاطفه ام بجوشيد، و او را رها ساختم ، ولى مى دانم كه بر اثر آن ضربت خداوند او را به زودى خواهد كشت ، او قهرمان پرچمدار دشمن بود.
پيامبر (صلى الله عليه و آله ) از اين خبر، خوشحال شد و تكبيربلند گفت ، و مسلمانان نيز به پيروى از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) تكبير گفتند. (438)
اين است كه مى گوئيم على (عليه السلام ) انسان يك بعدى نبود بلكه جامع اضداد بود، در عين خشم و بحران شديد، عاطفه انسانيش بجوش ‍ مى آمد، و تحمل نمود و به خاطر خصلت اخلاقى ، از كشتن قطعى دشمن دست كشيد.